دیجی کالای مادرقحبه سفارشم رو نرسوند دستم .
فردا و پس فردا هم که تعطیل. هیچی دیگه مالید تا هفته ی دیگه ، من بدو اینا بدو.
به سریال جدید شروع کردم به نام You
دلبر دبجیتالم معرفیش کرد
سه قسمت دیدم خالی بندی هم داره زیاد توش ولی ترجیحم بر این هست چشمم رو ببندم رو خالی هاش
یه بچه تو پارک مون گم شده و علارغم حضور سریع گشت پلیس تا الان پبدا نشده .حتی فکرش هم دیوونم میکنه.
همسر میدونه که فنِ جواد آقا شدم، در هر موقعیتی که شده سعی میکنه تخریبش کنه،
گاهی تحریک حس حسادت در مردها از اوجبِ واجباته :)
اومدم به منشی باشگاهِ پسرک بگم تک جلسه هم دارین ؟ برگشتم گفتم تک جلسه هم دارین ، برای دوس پسرم میخوام!
یه نگا منشیه کرد یه لحظه خودم موندم که چی گفتم
درستش کردم گفتم برای پسردوستم منظورمه و هر هر احمقانه طور زدم زیر خنده .
کاش حرف نزنم من .
کورمال کورمال بیدار شدم رفتم خراب شده ی تعویض پلاک .
زنیکه شیپیشو صدا عنترشو میندازه تو گلوش که حجابت درست نباشه ماشینتو توقیف میکنم.
خواستم بگم تو مگه اصلا در جایگاهی هستی که این کارو بکنی عنتر خانوم که نگفتم ، این در صورتی بود که من حجاب داشتم فقط چون مثل قریب به نود درصد اوشگولای اونجا سیاه نپوشیده بودم به تیریج قباش برخورد .
اومدم خونه پسرک هنوز خواب بود . دعوای لفظی با پدرش کردم و اعصابم مجدد شخمی شد .
الان هم تو چرتم ، ونمیدونم باقی روز رو چطوری به بچه داری بگذرونم . سرم درد میکه و فقط دلم میخواد بخوابم تا فردا صبح.
این جماعت حتی یه ذره هم زور نمیزنن برای تربیت بچه هاشون ،
دهن ما ساییده میشه بچه رو ادم حسابی بار بیاریم ، از اون طرف دو تا بچه ی گوه و عن مغز میان تِر میزنن به تمامِ تلاشت.
بچه هم که فقط از بچه یاد میگیره ما کشکیم رسما این وسط.