یه سفر به غایت تخمی سه روزه به شمال داشتم
میگنادم ها روتوسفر باید شناخت الحق و النصاف که خوب گفتن .!
کابوسی بود برا خودش که تمومشد شکر خدا
بعضی وقتا یه دوست مجازی که تا حالا ندیدیش یه کاری برات میکنه یه حالی بهت میده که صد تا رفیق ودوست اشنایی که هزار بار رخشون رودیدی برات نمیکنن.
دم شما گرم حاج مجید دلبندم
من برا همین کاری که شما لطف کردین برای من انجام دادین به چندین نفر رو زدم .
مچکرات
جبران کنیم عروسی بچه هاتون :)
من خیلی زور زدم
تو همهچی زور زدم
زور زدم توهمه چی خوب باشم، زور زدم خودمو ثابت کنم
زور زدم به ادم های نفهم زندگیم خوبی هامو نشونبدم
ولی نشد
زور زدم یه زنموفق باشم ، اونم نشد.
زور زدم زندگیموجمع وجور کنم مث ادمیزاد زندگیکنمولی نشد . بدتر از خودم فاصله گرفتم ، خشم درونم هزار برابر شد ،
بدتر از قبل پژمرده شدم.
تو این چند وقت روزایی داشتم که زور زدم گریه کنم حتی ، ولی نمیشد .چیزی از چشامخارج نمیشد.
حرص خوردم حسادت کردم قضاوت کردم فوحشدادم خوددرگیری داشتم .
اخرش که چی شد
هیچی
اخرش نشستم وگفتم ول کن ف
مدیتیشن ک.و.ن لق زندگی و آدم های توشو انجام بده .
ببین بشنو ردشو برو