-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 مهر 1403 17:16
نشستم رو نیمکت پارک با خمیازه های مکرر دهنِ خودم و ملت روصاف کردم. مودمپایینه از صبح حوصله پدر پسر رو ندارم . حال ندارم با دوستای پارکیم حرف بزنم.جا به جا میشم. دارم سعی میکنم دلیل کسالتم رو پیدا کنم. شاید کم خوابم، شاید کار زیاد میکنم و استراحتم کمه. احتمالن همین باشه. باید شام بزارم ، نون بخرم، پسرک رو شهربازی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 شهریور 1403 22:34
اومدم مثل بقیه ملت از خودم فیلم بگیرم بزار پیج .حین کار نمیدونم چرا مردم انقدر شیک و خوشگل میوفتن تو فیلم . من چرا انقدر تخمی شدم پس بزرگیه دماغم از نیم رخ خیلی بیشتره متاسفانه غبغب هم کاملا مشهوده . لذا منصرف شدم و قهر کردم باز با خودم . اصن دیگه کار نمیکنم . هیشکی نه خودمو دوس داره نه کارامو..
-
پسری که مرا دوست نداشت ...
پنجشنبه 29 شهریور 1403 21:10
سال ۸۸بود و یاهو مسنجر... چت میکردیم تا پاسی از شب. خوش قیافه بود ، به شدت شوخ طبع و حاضر جواب ، یادمنمیاد چی شد که دیگه پیام ندادیم و تموم شد .تموم شد تا همین دیشب که یه دفعه از خواب پریدم.یعنی نپریدم .بیدار شدم ،انگار یکی بیدارم کرده باشه . معمولا حافظه ی خوبی اصلا ندارم ولی یه دفعه آیدیش یادم اومد. همون لحظه سرچ...
-
مرد ایرونی تکه !
چهارشنبه 28 شهریور 1403 11:59
تا حالا شده ، به عنوان یک مرد ایرانی به جای غر زدن و زر زدن و ایراد گرفتن ، یه تکونی بدین به خودتون و یه کمکی کنید و در رفع نواقص کوشا باشید ؟ به جای بابا منبر رفتن یه حرکتی بزنی و حداقل اون بشقاب تخمه ی دیشبت رو از رو میز برداری؟ خوبه ما هم صبح تا شب ،شب تا صبح غر بزنیم و ایراد بگیریم که چرا این همه کار میکنی ولی باز...
-
نمیدونم چجوری یه سال دیگه رد شد ...
سهشنبه 27 شهریور 1403 16:29
خوب امروز تولدم بود و جز دوست صمیمی و یکی از بچه های بلاکستان هیچ کس تبریک نگفت .علارغم اطلاع رسانی که تلگرام میکنه به دوستان... این یعنی همونطور که من تخم کسی نیستم دیگران هم نباید تخم بنده باشند. و این شعار رو باید سر لوحه زندگی کرد . همون دوستِ بلاگستانی لطف کردن و کادو فرستادن. خوب اول که واقعا جا خوردم و به...
-
حالا یه سال و یه ماه و یه روزه که دلتنگتم....
دوشنبه 26 شهریور 1403 12:41
به گربه جماعت حساسیت دارم ،ولی نمیتونم در برابرشون مقاومت کنم ،بغلشون میکنم و انقد باهاشون ور میرم تا رو پام خوابشون ببره . خیلی خوبن ،بسیار فهمیده و مودب خلاصه که گربه درمانی همانا و سرفه های تنگ همانا شیشه سیتریزین رو سر کشیدم و نتیجه این که تا الان به هنگام نوشتن این پست بسیار خوابم میاد . پسرک رو به همراه پدر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 25 شهریور 1403 14:43
رژیمم سخته پَر پَر افتادم روتخت گشنمه ولی چیزی که داخل رژیم باشه و حالم رو خوب کنه که بخورم ندارم. مثلا شیرینی شکلات با چایی :( باید دوومبیارم همش یک هفته ست و من تو روز دومم دلم سه پایه گوشی میخواد.بتونم فیلم بگیرم از خودم حین کار ولی پول ندارم یعنی خودمو متنبه کردم تا زمانی که کاری نفروختم از خرید چیزی خبری نیست...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 شهریور 1403 18:03
شنیدن گریه بچه آزار دهندست چه بچه ی خودِ آدم چه بچه ی مردم :/ اینستا یه حرکتی زده اونم اینه که استوری ملت و ریپلای کنی یه چی بگی بقیه هم میبینن!!!این دیگ چه سمیه خدایی!!:(
-
برادرم حجابت !
چهارشنبه 21 شهریور 1403 11:48
بیدار شدم ساعت ۹:۲۰ بود . کورمال کورمال صورت شسته نشسته لباس هامو تن کردم و مَت زیر بغل رفتم یوگا. صندل پوشیدم با جوراب سفید و شلوار کردی سفید وچروک. یه تیپی که اعظم خانوم نظافتچی جلوش لنگ میندازه. طرف لخت با یه بدن ردیفِ بی مو شکم تخت ، همراه با شلوارک داره میدوئه جلوم. بدیهیه که این صحنه برام جذاب و همچنین خارج از...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 20 شهریور 1403 23:06
ریلزهایی که میزارم ۹۰۰تا ویو میخوره ۵۰تا لایک .خوب فلان فلان شده ها میمیرید لایک کنید . واقعا چه آدم های بی خودی شدیم ما.هیچ کاری برای خوشحال کردن اطرافیانمون دوستای راه دورمون غریبه ها نمیکنیم. واقعا راه دوری نمیره، یه خرید کوچیک از یه دوست ما رو ورشکست نمیکنه، من همیشه حامی بودم ، همیشه از همه کس استقبال کردم به...
-
پارک نوشته ها...
دوشنبه 19 شهریور 1403 16:35
جدیدا مد شده شیش هفت تا از این پلیس خوشتیپا اکیپی تو پارک قدم میزنن. نه از این پلیس درپیتاها ، از اون خوباشون :) دقیقا نفهمیدم قضیه چیه ولی تو هر پارکی میریم هستن. نه به حجاب کار دارن نه به دختر پسرایی که والیبال بازی میکنن. خلاصه که موجبات چشمچرانی ما رو فراهم میکنند . تایم نمایشگاه تمدید شده یک ماهی وقت دارم ولی...
-
زندگی با همهی بدیهایش ، یک خوبی دارد که با گذشت زمان ، شخصیتِ دوم آدمهای اطرافت را نشانت میدهد !
یکشنبه 18 شهریور 1403 12:01
به سریالی جدید اومده به نامperfect couple ،شروع خوبی داشت و موضوع فیلم برام جالب اومد. همون زندگی های لاکچری آمریکایی و عروسی کنار دریا و این صحبت ها ، البته این که خانوم کیدمن هم فیلم رو مورد عنایت قرار دادن و کلی پسر خوشتیپ و ددی پولدار هم تو فیلم هست . با یه بازاریاب آشنا شدم و قرار شده کارهام رو بدم دستش و برام...
-
برای یک بار هم که شده ،دنبال چیزهایی که نداری نرو ، از چیزهایی که داری لذت ببر.
جمعه 16 شهریور 1403 23:45
روزهای زندگی یکی پس از دیگری میگذره.مثل هر زندگی دیگه ای بالا و پایین داره ، روزهایی به شدت تخمی و یه روزهایی که در پوست خودت نمیگنجی. مثلااهنگ دینله ماهسون رو پلی میکنی و ریتم میگیری ،انگار که کلی آدم اومدن کنسرت و داری اجرا میکنی. مشگل ارتباط گرفتن پسرک به لطف پروردگار و تلاش های خودم تا حدود خیلی زیادی حل شده الان...
-
مثل برد بود باختن قلبم به تو ..
شنبه 10 شهریور 1403 19:18
از تمرین یوگا بازگشته ام و ولو روی تخت افتاه ام، پدر و پسر مشغول غذا دادن به ننه گربه و بچه هایش هستند . در حال حاضر دغدغه ای نداریم جز قطره انداختن و باز شدن چشم بچه گربه ها. در هفته ی پیش رو عازم سفر هستم به مقصد کاشان و اصفهان و احتمال خیلی زیاد یک سفر با خانواده شوهر به مقصد دیارشان . گاردم را نسبت به همسر و...
-
مادرانگی= هر روز خسته تر از دیروز
سهشنبه 6 شهریور 1403 21:51
زمان حاملگی دست به دامن پروردگار برده بودم که خدایا به من پسر عطا کن ، من دختر خوشم نمیاد، زمانی که دکتر گفت جنسیت پسره تو پوست خودم نمیگنجیدم. ولی الان هر کی میگه پسر حامله ست تو دلم میگم خدا صبرت بده. چرا انرژیشون تموم نمیشه لامصبا .. هزارو صد درجه روحیاتشون با دختر فرق داره. مدل بازی کردنشون :/ خیلی وقت ها از...
-
غریبه های کامل :)
دوشنبه 5 شهریور 1403 13:24
دیشب فیلم perfect strangers رو میدیدم جالب بود در واقع فهمیدم که تنها من نیستم که یه گوهایی خورده بلکه هر زن متاهلی در طول دوران تاهلش قطعا یه گوهایی خورده فقط بعضی ها ادا تنگارو خیلی بهتر بلدن دربیارن. البته نوع و ابعاد گوه فرق داره و یا ممکنه از نظر خودش گوه نبوده باشه ولی از نگاه همسرش چرا..
-
روزهای خوبی نبود،اما من در همان روزهای سخت نیز تو را دوست داشتم ..
یکشنبه 4 شهریور 1403 21:39
همسر عزیز از از جان به سفر مجردی رفته . هرزگاهی با لفظ عشقم و عزیزم پیام میدهم و واژه هایی به مانندِ دمت گرم دریافت میکنم! گویی با مشتری های مغازه صحبت میکند ، آنهایی که بعد از واریز پول تماس میگیرند. من هم خانه نشین شده ام گهگاهی با پسرک برای گذران وقت به پارک و پاساژ و پیاده روی میرویم ولی افسوس که پسرم از تنهایی...
-
وطنم ای ادعای پا برجااااااااااا
یکشنبه 4 شهریور 1403 16:53
آوردمش یه پارک جدید. دو تا پسر بچه ده یازده ساله ی کره ای پیدا شد و دارن باهاش بازی میکنن. گرچه زبون هم رو نمیفهمن ولی ادم حظ میکنه از این همه محبت و شعور و آدم حسابی بودن ! نمیخوام خودمون رو بزنم هاااا ولی بچه های خودمون تو همین رده سنی نه تنها افتخار نمیدن با کوچکتر از خودشون بازی کنن.بلکه اون سر قشنگشون رو از اون...
-
می پرسند او که بود؟ هرگز نفهمیدم، فقط می دانم؛ من برایش رهگذری بیش نبودم، و او؛ تمام ِجانم...
شنبه 9 تیر 1403 14:23
دارم تو آتیش حسادت میسوزم. از دیشب همه چیز همیشه تقصیر بقیه نیست.یه جاهایی که نه، خیلی جاها خودم مقصر بودم. ته توهای گلوم یه بغضی جا خوش کرده بود که با دیدن این سریال جدیده شکست وتا حدودی بهتر شد . ولی بازم هست میدونم از کجا سرچمه میگیره. ریشه رو پیدا کردم . .اون موقع ها همچین چیزایی نبود .در واقع تا همین ده سال...
-
من تو را با خون و دل از یاد بردم لطف کن هر کجا چشمت به من افتاد کج کن راه را....
شنبه 9 تیر 1403 00:13
واقعا خیلی سخته که یه مرد به زنش بگه که قشنگ شده ،داف شده ،یا چقدر لباسی که پوشیده بهش میاد یا نمیاد اصن ! یعنی خیلی سخته که وسط مجلسی که همه زوج دارن میرقصن بگه عزیزم پاشو ما هم بریم یه قری بدیم ! چه سودی میبرن از این همه سفت بودن و ابراز نکردن احساسات؟! واقعا انقدر جنسشون گاو هست که نمیفهمن همین چیزای ساده رو اگر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 31 خرداد 1403 20:23
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 خرداد 1403 21:56
هنوز هم وقتی مریض میشم دلم مامانم و میخواد .بیاد بشینه لبه ی تختم ،داروهامو بیاره ،چایی لیمو عسل و سوپ مرغ درست کنه ،دست زبر و پر از خط و خشش که بوی جعفری و شوید میده رو بزاره رو پیشونیم و بگه داغم و ابراز نگرانی کنه . ...
-
تاوان اشتباه
جمعه 11 خرداد 1403 20:03
-
برکه ی بخت من از ماهی دلمرده پر است
پنجشنبه 10 خرداد 1403 00:03
به قصد دیدن فیلم عاشقانه با صحنه های اروتیک زیاد تلویزیون رو روشن میکنم. بالا پایین میکنم ، فیلم ماسک ساخته ۱۹۹۴ میاد جلو چشمم همبن رو پلی میکنم، قدیمیه و هر چیزی مربوط به قدیم باشه خوبه. زیرنویس نداره ، صدا هم که نمیشه بلند کرد، دست زیر چونه زل میزنم به صفحه، هواسم نیست ، فکرام در هم و مشوشه، صدای هایده از واحد...
-
سگهای نگهبان ..
شنبه 29 اردیبهشت 1403 14:49
دلم میخواست تو زندگیم یه رایدر داشتم ، که با دلسوزی ومحبت بهم قوت قلب و دلگرمی میداد و میگفت ،اشکالی نداره من اینجام فکرشو نکن ، درستش میکنیم... اومدم بنویسم از خشم و ناراحتی ولی چه فایده نمینویسم دیگه .فایده ای که تا الان نداشته .پس ننویسم بهتره . عوضش میخوام از آدم های رهگذرِ حال خوب کن بنویسم . از این آدم امن هایی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 14:11
بوی تینر تا مغز استخونم رسوب کرده.. خونه بازسازی میکنی خیره سرت ، خبر مرگت که تمیز بشه . تا یک ماه بعدش هم باید تِرمالی رنگ کارو عمله و بنا رو بسابی. هیچ کس تو این خراب شده کار بلد نیست انجام بده. ادعامون هم کون خر و پاره کرده.
-
ما از افراد نزدیک خود بیشتر از دیگران بی خبریم ...کسی را که همیشه در کنارمان است دیگر اصلا نمیبینیم..
یکشنبه 23 اردیبهشت 1403 20:30
رویال مچرو بازی میکنم. برای فرار از فکر و خیال ... استرس دارم اظطراب همچنین .گریه هم بیخ یقمو گرفته . ناراحتم از این که پسرک چهار ساله که هر رو از بر تشخیص نمیده امروز بهم گفت دلم نمیخواد تو مامانم باشی . از این که همسر حس تنفر رو بهم منتقل میکنه و میگه از صدات و قیافت حالم بهم میخوره .نزدیک من حتی نشو... از این که...
-
تجارب زندگی....
شنبه 22 اردیبهشت 1403 17:39
از من به شما نصیحت و وصیت . اگر همسرتون خسیسه اگه توهم توطئه داره اگه فکر میکنه رفته تو پاچه اش ، اگر فکر میکنه همه عنن و اون خوبه ، اصلا باهاش خرید نرین ، خرید نکنین ، دنبال کارای یه کم گنده مثل بازسازی خونه که اصلا و ابدا نرید ! خودتون رو کامل بکشید کنار بزارید هر گوهی که حق هست همونه رو بخوره . این قضیه برای دوران...
-
حرف های که در دلم میماند...
شنبه 22 اردیبهشت 1403 14:07
برگ اول : ترازو رو از زیر میز میکشم بیرون ، هر چی که تنم هست رو در میارم و میرم روش .نسبت به دیروز ۳۰۰گرم اضافه نشون میده .خودم رو تنبیه میکنم ، زیر لب میگم امروز از صبونه خبری نیست . جدیدا از تنبیه کردن خودم لذت میبرم .از هر نوعش باشه . اینم یه یه بیماری روحی روانیه دیگه ایه که تازه زده بیرون. میکشونم خودم رو به...
-
هیچوقت در برابر مشگلات کم نیاوردم ، همیشه به گوه خوردن افتادم..
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1403 14:14
چندش آور ترین کاری که یه مرد میتونه انجام بده ، دست تو دماغ کردنه . رتبه بعدی به ترتیب میرسه به خاروندن دم و دستگاه وسط خیابون و آروغ زدن !