خدایا توبه
تو این سن و سال بعد از شوهر و بچه
فکر نمیکردم کراش دوره ی جوانی هام رو ببینم و هنوز هم دلم بریزه و به تته پته بیوفتم :)
در نوع خود جالب ، هیجان انگیز و شیرین بود.
از کسایی که قسطی حرف میزنن متنفرم
خوب جون بکن دیگه
یه ساعته دارم پیام بازی میکنم تا دو گرم لعاب طلا بتونم بخرم ازش .
بمیر همه ی توضیحاته لازمه رو تو به ویس بده دیگه
اه
اعصاب ندارم
یکی پیام گذاشته پارسال این جا چه برو بیایی داشت!
چه بروبیایی بود مثلا
من که چیزی یادم نیست
دوستای دوره ی راهنمایی و هنرستان هم تو یه لِوِلِ دیگه از گوه بودن با هم رقابت میکنن.
فک کن طرف گشته گشته پیدات کرده تو اینستا
بعد نه لایک میکنه نه کامنت میزاره
فقط استوری هاتو با دقت ذربین میندازه که سر از کارِت دربیاره فضولیش ارضا بشه.
بعد پیام میده ف جون هستی میخوایم با صغرا کبری و عنترخانوم بیاییم کارگاهت.
خوب برا چی بیای میمون خانوم
بیای جهت فضولی فقط
تو اگه مشتاق منی حداقل تو این چند وقت یه ری اکشنی به کارهام داشتی
نه این که پاشی بیای اینجا و اون انرژی منفی و حسودلوخت رو برداری برام به ارمغان بیاری
نه نیستم
یعنی هستم ولی واسه ادمای عنی مثل تو و امثال تو نیستم
همه دوست و رفیق دارم منم دارم
پ ن :حسودلوخ =حسودی
تنها چیزی که میتونه شدیدا بره رو مغز و اعصاب و روح و روانم ، نادیده گرفته شدنه.
حالا از هر کسی میخواد باشه.
...
..
.
یه لفظی هست که نوجوان ها به کار میبرن به نام حاجی پشمام
شدیدا کهیر میزنم میشنوم از کسی
بعدی این که مردِ کاسه لیس واقعا چندش آور و منفوره .به هر کسی نمیاد این کارا ...
سه این که پسرک رو برداشتم و اومدیم پاساژ گردی
یه سیب زمینی زدیم با هم ، ماشین خریدیم و نیمکیلو رولت
گور پدر پول و گرونی و فشار
چهارم این که شلوار لی میخواستم هر چی پوشیدم یا سایزم نبود یا فاقش کیس وایمیستاد .
و من الله توفیق